آیتالله مصباحیزدی میگوید: «باتوجه به تحقیقها، بررسیها و مشورتها به نظر میرسد که سعید جلیلی در اصول و مبانی ضعف ندارد و در مواردی مانند پایبندی به دین، عشق به ولایت، جدیت در اجرای احکام و اهتمام به ارزشهای اسلامی، بیش از حد نصاب را دارد.»
این تازهترین و البته مهمترین تحولی است که در پرونده انتخاباتی در اندک زمان باقیمانده تا انتخابات ثبت شده است.
حالا او که در آخرین لحظات برای کاندیداتوری ثبتنام کرده بود، حمایت جبهه پایداری و البته آیتالله مصباحیزدی را همراه خود مي بيند.
اما این رویداد سیاسی چه تاثیری در سرنوشت انتخاب خواهد داشت؟ او که تا پیش از ثبتنام نامزدها جزو گزینههای موردنظر برخی تشکلها بود اکنون در چه جایگاه سیاسی قرار گرفته و نسبت سایر گروههای سیاسی با او چگونه است؟ آيا جليلي فقط نامزد پايداري است؟ يا آن گونه كه برخي مدعياند او مورد حمايت دولت قرار مي گيرد؟ نسبت سعيد جليلي با باقي اصولگرايان چگونه است؟
پایداریها از لنکرانی تا جلیلی
جبهه پایداری که با ائتلاف جمعی از وزرای سابق کابینه محمود احمدینژاد و نیز برخی نمایندگان حامی دولت در مجلس هشتم با همراهی چند تن از شاگردان آیتالله مصباحیزدی به وجود آمده بود، حالا این روزها، شرایط متفاوتی را سپری میکند. این تشکل نوپای اصولگرایان که در آستانه انتخابات مجلس نهم حاضر به ائتلاف با جبهه متحد اصولگرایان نشد و پس از رایزنیهای متعدد با آیتاللهمصباحیزدی فهرست خود را منتشر کرد، البته نتوانست به پیروزی چندانی دست یابد و برخی اعضای مهم آن از ورود به پارلمان بازماندند. پس از پایان انتخابات مجلس نهم حالا مهمترین سوال این بود که آیا جبهه پایداری برای انتخابات ریاستجمهوری هم تصمیم به ایفای نقش سیاسی خواهد گرفت؟ همان زمان بود که برخی از اعضای جبهه پایداری در پاسخ به این سوال خبرنگاران اعلام کردند که این تشکل قطعا به انتخابات ورود پیدا خواهد کرد و عمر سیاسی این تشکل
نو پا به پایان نرسیده است. آنها ماهها به مباحث انتخاباتی ادامه دادند و به یک نتیجه قطعی رسیدند؛ «انتخاب یک نامزد گفتمانی». در همین راستا بود که نامهای متعددی هم به میان آمد. از مسعود میرکاظمی، پرویز فتاح، غلامحسین الهام، سعید جلیلی، کامران باقریلنکرانی تا حسین صفارهرندی و غلامعلی حدادعادل. زمان اما هر چه میگذشت پایداریها با شرایط متفاوتی مواجه میشدند. طیفی از آنان وقتی بحث انتخابات ریاستجمهوری جدی شد راه و رسمی دیگر برگزیدند و از تشکل نوپای اصولگرایان کوچ کردند؛ مهمترین شان هم شاید غلامحسین الهام از اعضای اصلی و شاخص جبهه پایداری بود. هر چه بود پایداریها به گعدهنشینیهای سیاسی برای رسیدن به مصداق انتخاباتی ادامه میدادند. جلسات متعدد در قم با حضور آیتالله مصباحیزدی با گذر زمان دایره انتخاب نامزدهای مورد نظر را کوچک و کوچکتر میکرد. در همان زمان بود که هفتهنامه نزدیک به جبهه پایداری نام حدادعادل را در کنار جلیلی و لنکرانی قرار داد که نشان از تفاوت آرا میان پایداریها داشت. این تفاوت نظرهای پس از اعلام رسمی شکلگیری ائتلاف موسوم به 1+2 به صورت نمایانی پدیدار گشته است. چنانکه در حالی که انتظار میرفت غلامعلی حدادعادل مورد حمایت این تشکل نوپدید اصولگرایان قرار گیرد، اما اظهارات تند برخی اعضای جبهه پایداری از جمله روحالله حسینیان و جلالی، رئیس دفتر آیتالله مصباح نشان از رویکرد اعتراضی برخی اعضای پایداری نسبت به موتلف سابقشان داشت. در همین فاز جدید اختلاف نظرها بود که نام پرویز فتاح، سعید جلیلی و کامران باقریلنکرانی بهعنوان سه گزینه مورد حمایت پایداریها اعلام شد. مرتضی آقاتهرانی اما میگفت که نامزدهای مورد نظر این جبهه دعوتهای انتخاباتی را رد کردهاند. همانگونه که آقاتهرانی گفته بود پرویز فتاح نامزدی در انتخابات را نپذیرفت و سعید جلیلی هم آنگونه که آنها روایت میکردند پاسخی به دعوتهای انتخاباتی نداد. اردیبهشت فرارسید و حالا کامران باقریلنکرانی نشسته در کنار آیتالله مصباح یزدی بهعنوان نامزد نهایی پایداریها اعلام شد. یک روز قبل از آن اما یک اتفاق مهم رخ داده بود؛ اخبار جدی از احتمال کاندیداتوری سعید جلیلی.
هر چه بود پایداریها دیگر تصمیم شان را گرفته بودند؛ «ماندن بر سر حمایت از کامران باقریلنکرانی»؛ چنین بود که حتی پس از ثبتنام سعید جلیلی در آخرین ساعات مهلت ثبتنام آنها همچنان اعلام میکردند فقط به لنکرانی فکر میکنند. سخنگوی جبهه پایداری در این مورد گفته بود: «میگوییم بین کسانی که میتوانند آرمانهای انقلاب را پیگیری کنند ، در ضمن کشور پهناور را اداره کنند، در ضمن نان و آب مردم را تا حدی مدیریت کنند بین گزینههای موجود به نظرمان بهترین لنکرانی است. آقای جلیلی اگر کاندیدا بشود ما انقلابی بودن گفتمانش را تایید میکنیم اما نمیتوانیم توان اجراییاش را تضمین کنیم.» صادق محصولی هم در تایید سخنان او چنین گفته بود: «لنکرانی تنها گزینه پایداری و اصلح نسبی است. لنکرانی نقاط قوت فراوانی دارد و همچنین در حوزه اقتصاد بسیار کارآمد و متخصص است. تقوای ولایی، تیزهوشی، خضوع و بهرهگیری از خردجمعی و مهمتر از همه کارنامه درخشان لنکرانی از او یک کاندیدای اصلح ساخته است.» از همه مهمتر اما مواضع کامران باقریلنکرانی بود که در جمع طلاب اصفهان گفته بود: «علامه مصباح به من گفتند با آمدن جلیلی اتفاق جدیدی نیفتاده است و شما به تبلیغ گفتمان خود ادامه دهید.» اما هر چه به روزهای معرفی نامزدهای تایید صلاحیت شده نزدیک میشدیم یک احتمال پررنگتر میشد؛ «خداحافظی لنکرانی با انتخابات». برخی میگفتند او تایید صلاحیت نخواهد شد و برخی دیگر معتقد بودند چون جلیلی آمده او ترجیح میدهد نباشد.
گمانهها به واقعیت پیوست و در زمان اندکی که به زمان اعلام نامزدهای انتخابات باقی مانده بود، نامه مهمی در رسانهها منتشر شد؛ نامهای که از انصراف حکایت داشت، انصراف لنکرانی به نفع جلیلی. او البته این را هم گفت که تمام ستادهایش به نفع جلیلی کار خواهند کرد. پایداریها اما در مورد سعید جلیلی سکوت پیشه کردند.
حالا همه نگاهها به آیتالله مصباحیزدی دوخته شده بود؛ فردی که پیش از این گفته بود: «من در پیشگاه الهی شهادت میدهم بین کسانی که در یازدهمین دوره ریاستجمهوری کاندیدا شدهاند جناب آقای دکتر لنکرانی اصلح هستند و امیدوارم که این شهادت برگ زرینی در کارنامه 80 ساله من باشد. برخی از افرادی که کاندیدا شدند من به آنها ارادت دارم و آنها نور چشم من محسوب میشوند اما برای این کار مناسب نیستند ولی بینی و بینالله شهادت میدهم که روی زمین و زیر این آسمان کسی اصلح از آقای لنکرانی نمیشناسم.»
زمان اما هر چه میگذشت پایداریها هم به سعید جلیلی نزدیک و نزدیکتر میشدند تا آنجا که چهرههایی از آنان در قاب تصویر عکاسان خبری هنگامی که به جلسه سخنرانی جلیلی رفته بودند ثبت شدند.
کار تا آنجا پیش رفت که سخنگوی جبهه پایداری به صورت رسمی سعید جلیلی را گزینه نهایی جبهه پایداری در انتخابات یازدهم ریاستجمهوری معرفی کرد و گفت: «با عزت و اقتدار از سعید جلیلی حمایت میکنیم.»
او با اشاره به جلسه کمیته 5 نفره جبهه پایداری با سعید جلیلی اظهار داشت:« شورای مرکزی این جبهه تصمیم گرفت که به صورت رسمی موضع جبهه پایداری را در این باره اعلام کند.»
قاضیزاده از رایزنیهای شورای مرکزی جبهه پایداری با بزرگان نظام و عناصر حزباللهی عرصه سیاسی خبر داد و گفت: «ما در جلساتی که در قم و تهران داشتیم به جمعبندیهایی رسیدیم که سعید جلیلی و حدادعادل افرادی در درون گفتمان انقلاب هستند و در جلسهای در قم نیز تصمیم گرفته شد که به صورت نهایی با جلیلی صحبت شود و از این رو جلسه برگزار شد که گزارش آن در جلسه اضطراری شورای مرکزی مطرح و به سمع و نظر شورای فقها رسیده و به تصویب رسید. بنده به صورت رسمی پس از انصراف برادر مومن، انقلابی و کارآمدمان آقای لنکرانی، حمایت جبهه پایداری را از سعید جلیلی بهعنوان گزینه اصلح در انتخابات یازدهم اعلام میکنم و از همه مردم ایران میخواهم ضمن رای دادن به وی تلاش کنند تا گفتمان انقلاب معرفی شوند و افکار عمومی روی جلیلی جمع شود. جبهه پایداری پس از انصراف آقای لنکرانی، مورد رجوع بسیاری از مردم قرار گرفت و ما نمیتوانستیم سکوت کنیم چرا که این یک وظیفه معنوی روی دوش ما بود؛ برخی میگفتند ضرورت ندارد که پایداری پس از گزینه اول خود گزینه دیگری را به صورت رسمی معرفی کند، اما مطالبات فزاینده طبقه فرهیخته روحانیت، مردم و ستادهای فعال لنکرانی برای اعلام نظر جبهه پایداری باعث شد که ما زودتر به جمعبندی برسیم. ما با عزت و اقتدار از سعید جلیلی حمایت میکنیم چرا که عصبانیت روزافزون آمریکا را از او میبینیم.» وی در پاسخ بهسوالی درباره احتمال استفاده جلیلی از برنامه جبهه پایداری گفت: «بخشی از کسانی که در کنار آقای جلیلی برای نوشتن برنامه فعال هستند همان کسانی هستند که برنامه جبهه پایداری را نوشته بودند، بنابراین اشتراکات زیادی در این باره وجود دارد و البته جبهه پایداری نیز برنامه خود را تقدیم آقای جلیلی خواهد کرد تا در صورت نیاز از آن استفاده کنند.»
حمایت آیتالله مصباح یزدی از سعید جلیلی
حالا که پایداریها بیانیه داده و از جلیلی دفاع کرده بودند، آيتالله مصباحیزدی هم در سخنانی موضع خودش در مورد سعید جلیلی را اینگونه عنوان کرد: «باتوجه به تحقیقها، بررسیها و مشورتها، به نظر میرسد که ایشان در اصول و مبانی ضعف ندارد و در مواردی مانند پایبندی به دین، عشق به ولایت، جدیت در اجرای احکام و اهتمام به ارزشهای اسلامی، بیش از حد نصاب را دارد، هرچند ممکن است هرکسی در مسائل فرعی دارای ضعفهایی باشد.» او البته درباره ماجرای حمایتش از کامران باقری لنکرانی و روند رسیدن به سعید جلیلی اینگونه گفت: «اعضای جبهه پایداری برای انجام کار جمعی و تاثیرگذاری بیشتر این جبهه را تشکیل دادند و برای اینکه اطمینان پیدا کنند مصوباتشان مخالف شرع و اسلام نیست، تصمیم به تشکیل شورای فقها گرفته، از بنده نیز برای حضور در این شورا دعوت کردند. از آنجا که اهتمام به امور مسلمین واجب است و از مصادیق بارز اهتمام به امور مسلمین، امور اجتماعی است، بنده نیز پذیرفتم.» مصباحیزدی ادامه داد: «آنها پس از بررسیهای زیاد به اجماع تصمیم گرفتند و تصریح به اصلحبودن آقای باقریلنکرانی داشتند. از طرفی هم بنده بینی و بینالله از قریب به هفت سال پیش به این نکته رسیده بودم و به کسی اعلام نکرده بودم و حتی اظهار تمایل به آن هم نکردم. از آنجا که تصمیم آنها مغایر با شرع نبود، تصمیم آنها را تایید کردم و رایآوردن یا نیاوردن ایشان یا گلهمند شدن دیگران را دلیلی بر ترک وظیفه شرعی خود ندیدم. شرایط بهگونهای شد که آقای باقریلنکرانی بهرغم اصلحبودن، باتوجه به شرایطی که پیش آمد کنار رفت و باتوجه به اینکه آقای جلیلی به صورت جدی به میدان آمدند، ایشان تکلیف را از دوش خود، برداشتهشده دیدند. بنده و دوستان جبهه پایداری شناختی که نسبت به آقای لنکرانی داشتیم نسبت به آقای جلیلی نداشتیم، بنابراین اظهارنظر را تا بررسیهای بیشتر به تعویق انداختیم. مقرر شد برای بحث در مسائل فرعی نیز برخی از دوستان با ایشان دیدار کنند تا جبهه پایداری ضمن بررسی بیشتر، نظر خود را در خصوص شخص ایشان ابراز کند.» آیتالله مصباحیزدی حالا در مورد سعید جلیلی به پایداریها چنین گفته است: «عین همان کاری که برای لنکرانی صورت میگرفت امروز باید برای آقای جلیلی انجام شود.»
واکنش به حمایت پایداریها از جلیلی
حالا که پایداریها به کمپین جلیلی رفتهاند، موضع او در این مورد و اینکه چه سهمی برای پایداریها در نظر گرفته، برای تحلیلگران بسیار مهم است. او در نخسین واکنش در خصوص حمایت آیتالله مصباح گفت: «حمایت شخصیت ارزندهای مثل حضرت آیتالله مصباح موجب خوشحالی ماست.» جلیلی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر ملاک عمل قرار دادن برنامه جبهه پایداری برای دولت یازدهم گفت: «ما همه برنامههایی که پیشنهاد دادهاند را مطالعه میکنیم، اما مبنای اجرا باید قانون باشد.» بلافاصله پس از این اظهارات شایعاتی در رسانهها منتشر شد که بر مبنای رایزنیهایی که با سعید جلیلی صورت گرفته، کامران باقریلنکرانی بهعنوان معاون اول مطرح شده بود. سعید جلیلی در واکنش به این شایعات هم چنین گفت: «نه، چنین چیزی صحت ندارد. من هنوز در این مورد تصمیمی نگرفته و با کسی هم رایزنی نکردهام.» هر چه بود سعید جلیلی در سفری مجدد به قم با آیتالله مصباحیزدی دیدار کرد؛ دیداری مهم که جلیلی پس از آن چنین گفت: «برای بنده توفیق بسیار بزرگی بود که امروز خدمت حضرت آیتالله مصباح شرفیاب شدم؛ شخصیتی که انصافا ستاره درخشان آسمان انقلاباسلامی هستند و وجود پربرکت ایشان مایه خیر و برکت برای انقلاب و نظام اسلامی بوده و هست و از خداوند متعال آرزو میکنیم که سایه ایشان مستدام باشد.»
ماجرای جلیلی و احمدینژاد
اما یک خط خبری دیگر هم در رسانهها با آمدن جلیلی دنبال میشد؛ خطی که برخی رسانهها بر مبنای آن میگفتند جلیلی در نهایت نامزد مطلوب و مورد حمایت دولت خواهد بود. چند مصاحبه و چندین تحلیل و گزارش این موضوع را به مسالهای در محافل سیاسی تبدیل کرد. محمود احمدینژاد البته پاسخی به این گمانهها داد که دیگر کسی در این مورد به اظهارنظر نپردازد. او به خبرنگاران وقتی از او پرسیدند حمایتش از سعید جلیلی چقدر واقعیت دارد، گفت: «این مساله را فراموش کنید.»
اصولگرایان و ماجرای کاندیداتوری سعید جلیلی
وقتی سعید جلیلی در انتخابات ثبتنام کرد، خیلیها نگاهشان به نامزدهای اصولگرا دوخته شد تا ببینند با این پدیده غیرمنتظره انتخاباتی چه برخوردی خواهد شد.
اولین اظهارنظر مختص غلامعلی حدادعادل بود. او در حاشیه مراسم تشییع پیکر محمود مرتضاییفرد از احتمال کنارهگیری کاندیداهای مختلف جریان اصولگرا به نفع جلیلی خبر داد. او در پاسخ به اینکه آیا احتمال کنارهگیری نامزدهای اصولگرا به نفع سعید جلیلی وجود دارد، گفت: «بله؛ این احتمال وجود دارد، درواقع اصولگرایان باید همه احتمالات را در نظر داشته باشند. تحولاتی که در روز آخر انتخابات صورت گرفت شرایط جدیدی را در مورد انتخابات به وجود آورد که ضرورت وحدت اصولگرایان را بیشتر کرد. در یک ماهی که باقی مانده است اصولگرایان باید باتوجه به موقعیت خطیر پیشآمده در جهت حفظ آرمانهای امام و رهبری تلاش کنند.»
حدادعادل درباره اینکه آیا احتمال خودداری برخی از نامزدهای اصولگرا، از کنارهگیری به نفع شخصي دیگر وجود دارد، نیز گفته بود: «اصولگرایان نشان دادند که مصالح انقلاب را بر منافع شخصی ترجیح میدهند.»
این سخنان حدادعادل بازتابهای فراوانی در محافل سیاسی و رسانهای داشت. حتی برخی بلافاصله پس از مطرحشدن این نظر حدادعادل عنوان کردند که نتیجه ائتلاف به فرجام انتخاب سعید جلیلی ختم شده است. واکنشها که بالا گرفت غلامعلی حدادعادل ترجیح داد توضیحات بیشتری را در اختیار رسانهها قرار دهد. او در واکنش به شایعه قطعی شدن انصراف نامزدهای ائتلاف پیشرفت به نفع سعید جلیلی گفت: «نه کسی چنین حرفی زده و نه چنین تصمیمی گرفته شده است. فقط گفتهایم که اگر آرای جلیلی در حد قابل توجهی باشد، ائتلاف به آن توجه میکند.»
او البته چند روز بعد بار دیگر در این مورد سخن گفت. او در جمع دانشجویان درباره آخرین تحولات انتخاباتی و تصمیمات اصولگرایان باتوجه به ورود سعید جلیلی چنین گفت: «صحنه به سرعت در حال تغییر است و با ورود جلیلی باید منتظر بود تا معلوم شود آیا وی جهشی در میزان آرا دارد یا خیر. اگر رای وی بالا باشد، واقعیت این است که ما سه نفر نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم. از اول هم نگفته بودیم که خروجی ائتلاف حتما یکی از ما سه نفر است. انتخابات 92 یک دوقطبی بین اصولگرایان و طرفداران جریان هاشمیرفسنجانی است.»
اما واکنش دیگر در این مورد متعلق به علی اکبر ولایتی بود. او در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) حاضر شد و به پرسشی درباره ورود سعید جلیلی به انتخابات چنین پاسخ داد: «ائتلاف پیشرفت دچار رقابتهای داخلی نشده است و تابع تصمیم جامعتین خواهد بود. در صورت حمایت جامعتین از سعید جلیلی، ائتلاف پیشرفت از وی حمایت خواهد کرد. امیدواریم با توافق اصولگرایان، در نهایت یک نفر بالا بیاید و صحنه را به نفع معتقدین اصلی به نظام به پیروزی برساند.» این سخنان علیاکبر ولایتی مانند اظهارات غلامعلی حدادعادل با واکنشهای گستردهای مواجه شد.
محمدباقر قالیباف اما ترجیح داد در مورد ورود سعید جلیلی چندان موضعگیری نکند.
جلیلی چه خواهد کرد؟
حالا سعید جلیلی در آستانه انتخابات مهم ریاستجمهوری در موقعیتی حساس قرار گرفته است. از یک سو اصولگرایانی بهعنوان رقیب در کنار او هستند که هر کدام بدنه رای مخصوص خود را دارند و از سوی دیگر با دو چهره نزدیک به اصلاحطلبان مواجه است که احتمالا منتقد او خواهند بود. باید منتظر ماند و دید آیا او میتواند آرای اصولگرایان را بهسمت خود جذب کند؟ آیا او در مناظرات تلویزیونی میتواند با ظهور و بروزی مناسب پاسخ منتقدانش را بدهد؟
هر چه هست اما سعيد جليلي بهعنوان يكي از نامزدهاي اصولگرا گرچه از حمايت جبهه پايداري برخوردار شده اما خود هم گفته است كه نبايد او را فقط نامزد اين جبهه دانست. ظرفيتهاي سعيد جليلي را هم نميتوان در يك گروه سياسي تعريف و محدود كرد چراكه گفتمان او گفتمان انقلاب است و گفتمان انقلاب فراتر از گروهها است.